تمرین تفاوت بین معناهای مختلف واژه ها به تنهایی و در جمله

تمرین ۱:
معنی لغوی واژه های bring, break چیست؟ و در فارسی برای هر کدام چه معادلی را انتخاب می کنید؟
پاسخ : bring به معنای آوردن
Break به معنای شکستن

تمرین ۲:
واژه های brought, broke به تنهایی و در جمله های زیر دارای چه مفهومی هستند و برای هر یک در فارسی چه معادلی انتخاب می کنید؟ چه تفاوتی بین معناهای مختلف هر یک در جمله های زیر وجود دارد؟
ترجمه هر جمله به فارسی چیست؟

۱٫ Brought
a. He was born in Ohio but brought up in Texas.
او در اوهایو به دنیا آمده اما در تگزاس بزرگ شده است.
b. John brought up the question of attendance at the meeting.
جان مسئله ی حضور در جلسه را مطرح کرد
c. They brought me a nice present.
آنها برای من هدیه زیبایی آوردند.
d. His illness was brought on by worry over his business loss.
نگرانی او به خاطر از دست دادن کارش باعث بیماری اش شد

پاسخ : فقط در جمله شماره c به معنای آوردن است ولی در سایر موارد همراه با on , up مفهوم اصطلاحی دارد.

 

۲٫ Broke

a. Mary is so extravagant that two days after payday she is always dead broke.
مری به قدری ولخرج است که تنها دو روز بعد از پرداخت حقوق بی پول بی پول است.
b. You are going for broke.
شما دارید از نظر جسمی ضعیف تر می شوید.
c. He broke his leg yesterday.
پای او دیروز شکست
d. His firm has gone broke.
این شرکت ورشکسته شده است.

پاسخ: فقط در شمارهc به معنی شکستن است و در بقیه موارد معنای اصطلاحی دارد.

۳٫ برای کلمه flat چه مفهومی می دانید؟ آیا در جمله های زیر به همان معنا به کار رفته است؟ کلمه flat در هر کدام به چه مفهومی است؟ و ترجمه فارسی؟

۴٫ Flat
a. The earth is round, not flat.
زمین گرد است، نه مسطح
b. Lie down flat on your back.
صاف روی زمین دراز بکش.
c. Everything seems so flat since you left.
از وقتی تو رفتی، همه چیز خیلی کسل کننده و بی روح به نظر می رسد
d. I got dressed in 3 minutes flat.
دقیقا در عرض سه دقیقه لباس پوشیدم
e. Stop I think we’ve got a flat tire.
وایستا. فکر کنم پنچر شدیم
f. He is flat broke.
او آس و پاس شده است
g. The people in the top flat are noisy.
آدم های طبقه بالا شلوغ هستند
h. I won’t go, and that’s flat.
من نمیرم ، همین که گفتم

۵٫ Ground
a. He lives on the ground floor.
او در طبقه ی همکف زندگی می کند
b. The ground crew was not ready for the new flight.
خدمه ی زمینی برای پرواز جدید حاضر نبود
c. The branch broke and fell on the ground.
شاخه شکست و روی زمین افتاد
d. When the green paint came off we saw there was a white ground underneath.
وقتی رنگ سبز از بین رفت، دیدیم که زمینه ای سفید رنگ در زیر آن وجود دارد
e. The ship grounded on a hidden sand bank.
کشتی بر کرانه ی شنی پنهانی به شن نشست
f. All aircrafts have been grounded because of thick mist.
همه ی هواپیماها به دلیل مه غلیظ روی زمین متوقف شدند
g. He has a good grounding in English grammar.
او زمینه خوبی در دستور زبان انگلیسی دارد
h. His argument was groundless.
بحث او بی دلیل بود
i. We got grounds for thinking that he had stolen the money.
ما دلایلی پیدا کردیم مبنی بر اینکه او پول را دزدیده است
j. The ordinary people were ground down by lack of food and money.
مردم عادی از کمبود پول و غذا از پا در آمدند
k. She ground some fresh coffee beans for me yesterday.
او دیروز مقدار ی دانه قهوه تازه برای من آسیاب کرد

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *